اشتراک خبرنامه الکترونيکی -  سرویس RSS -  پيوندها -  تماس با ما -  درباره ما صفحه اصلی
- Thursday, October 19, 2017
منوی اصلی
   
 
جستجو
   
 
تبليغات
 
سال جهاد اقتصادي گرامي باد
 
 
متن کامل
 
شبکه اجاره‌اي آمريکا براي القاي تغيير در ايران
08:23:07 - 1394 يکشنبه 17 آبان

يک‌روزنامه زنجيره‌اي ضمن استقبال از سناريوپردازي مجله تايم، به هم‌پوشاني با اين مجله آمريکايي درباره آزادي تغيير در ايران در 10 سال آينده پرداخت.

شرق عکس بزرگ صفحه اول و چند مطلب داخلي خود را ذيل عنوان «ايران به وقت تايم- تحليل مجله تايم از ايران 2025» اختصاص داد. تايم در کنار تحليل‌هاي خود چند عکس از عکس‌هاي «نيوشا- ت» را منتشر کرده و يکي از اين عکس‌ها را در صفحه اول خود نشانده است. در اين تصوير دختري با ظواهر مدرن و حجاب نصف و نيمه ديده مي‌شود و در پس زمينه تصوير نيز ساختمان‌هاي مدرن به چشم مي‌خورد. تايم با اين عکس و تحليل‌هاي خود تلاش کرده تغيير ايران به سمت غربي شدن را در پسابرجام و دوره 10 ساله اجراي آن القا کند. به نوشته شرق تايم تلاش کرده تا بگويدايران دارد پوست مي‌اندازد و از استعداد ژورناليستي بهره جسته است... تايم مي‌کوشد بگويد در دوره شعارهاي ضد غربي جوانان به سمت ديگري رفته‌اند.

اما نکته جالب در هم سويي شرق و تايم و برخي عکاسان همکاران اين محافل، شبکه‌سازي طرف غربي است. «نيوشا-ت» که عکس سفارشي تايم را ساخته و تهيه کرده، اتفاقاً همسر توماس اردبرينک خبرنگار 39 ساله روزنامه نيويورک تايمز است که از 13 سال پيش (2002) در تهران اقامت دارد و به واسطه ازدواج مذکور توانسته ارتباطات گسترده‌تر در ايران بگيرد. اردبرينک که داراي مواضع مغرضانه‌اي عليه جمهوي اسلامي نيز هست، مي‌گويد در يک بيابان در ايران عاشق عکاس مذکور شده است. وي پيش از اين درباره حضور خود در ايران گفته است: «من در سال 2002 به ايران رفتم و در سال 2003 با نيوشا يک عکاس و هنرمند ايراني ازدواج کردم. در سال 2008، من خبرنگار واشنگتن پست در تهران شدم و تا سال 2012 و زماني که جيسون رضاييان اين مسئوليت را برعهده گرفت، در اين سمت بودم. وقتي به خيلي‌ها مي‌گويم که من 13 سال در ايران زندگي مي‌کنم، غالباً آنها شوکه مي‌شوند. آنها از من مي‌پرسند چطور مي‌شود در کشوري که ديدگاهي ضد غربي دارد و در آن پرچم آمريکا را آتش زده و شعار مرگ بر آمريکا سر مي‌دهند، زندگي کرد؟ آيا تو نگراني نداري؟ من به آنها مي‌گويم؛ نه. ايران کشور مدرن‌تر و قابل زندگي‌تر از آن چيزي است که شما تصور مي‌کنيد و مدرني جامعه ايراني فراتر از سمبل‌هايي چون تعداد برج‌هاي شهر تهران و يا ويراژ دادن بيشترين تعداد خودرو پورشه در شهر تهران است... من اينجا با همسرم و گربه خانگي‌مان در يک آپارتمان سه خوابه در يک برج 26 طبقه که سازنده آن يک شرکت آمريکايي پيش از انقلاب است، زندگي مي‌کنيم. نيوشا همسرم راهنماي من براي زندگي در اين جامعه پيچيده بوده است و او همچنان مهم‌ترين منتقد و راهنماي من است. من بسياري دوست ايراني يافته‌ام و فارسي صحبت کردن را ياد گرفته‌ام و اين زبان‌آموزي باعث شده زندگي و کار در يک شهر 12 ميليوني برايم راحت‌تر شود. من يک شهروند هلندي هستم که با يک زن ايراني ازدواج کرده‌ام و ويزاي من تنها براي 6 ماه اعتبار دارد. من يک خارجي پذيرفته شده و در عين حال تنها در اين کشور هستم. ايران کشوري منزوي است(!) که شهروندان غربي معدودي در آن زندگي مي‌کنند».

يادآور مي‌شود عکاس ياد شده با برخي نشريات زنجيره‌اي نظير روزنامه زن همکاري داشته و برخي تصاوير فاقد روسري خود را در محافل و رسانه‌ها منتشر کرده است. روزنامه شرق در تمجيد از کار تايم و عکاس همکار آن، به مصاحبه با «مجيد-س» ديگر عکاس بازداشت شده در آشوب 88 پرداخت که پس از آزادي از کشور گريخت. هر دو عکاس به اعتبار همکاري با فتنه‌گران در برخي جشنواره‌هاي خارجي مورد تفقد قرار گرفته‌اند.

مروري بر اقدام تايم و بازنشر آن از سوي شرق نشان مي‌دهد اقداماتي از اين قبيل به صورت پروژه‌هاي واگذار شده توسط شبکه‌هاي مشترک داخلي- خارجي تهيه مي‌شود و هدف آن قبل از هر چيز القاي تغيير مرتجعانه ايران و فاصله گرفتن از آرمان‌هاي انقلابي است.

شرق روز گذشته نيز سرمقاله خود را به آينده سيد حسن خميني اختصاص داد و به همين بهانه تصريح کرد: بايد از هر احتمالي براي تغيير استفاده کرد. سيد حسن خميني بالقوه‌اي است که مي‌تواند فعليت پيدا کند.

شرق مرداد ماه نيز در سرمقاله‌اي با تمجيد از هاشمي- با وجود سوابق منفي وي- نوشته بود: «هاشمي مؤسس اولين دولت پساانقلابي ايران است. او با نام‌گذاري دولتش- دولت سازندگي- به تلويح اعلام کرد که يک دوره تمام و دوره ديگري آغاز شده است. در آن زمان به جز هاشمي چه کسي مي‌توانست چنين موضعي- ختم دوره‌اي و آغاز دوره‌اي ديگر- را اين قدر صريح اعلام کند به عبارتي، هاشمي با رمز سازندگي،‌ انقلابي در دل انقلاب سامان داد. پيامد جانبي اين سياست هاشمي، خواسته يا ناخواسته به کنار رفتن آدم‌هايي انجاميد که آمادگي روحي يا استطاعت ورود به دوران تازه را نداشتند. پس به ناچار کنار رفته يا بازنشسته مي‌شدند. از همين جا واگرايي آغاز شد. قرائت هاشمي از آرمان‌هاي انقلاب به نحوي بود که بسياري را با چهره‌اي از انقلاب مواجه مي‌کرد که هم غرابت داشت و هم دشوار بود. از اين رو شکافي تاريخي به وجود آمد. از همين مختصر برمي‌آيد که هاشمي در نهان، انقلابي است و در انظار محافظه‌کار. کلي‌نگري بخشي از خصلت انقلابي او است که با رفتارها و رويکردهاي دموکراتيک‌اش ناهمساز به نظر نمي‌رسد... اهميت هاشمي، نه در روان‌شناسي شخصيت سياسي او، که در ايجاد شکاف بين دو دوره [انقلاب و پساانقلاب!] نهفته است.

اين نکته نيز شايان ذکر است که با وجود همه صحنه‌سازي‌ها، اردبرينک در آخرين نوشته خود در نيويورک تايمز اذعان کرد: واکنش‌ها عليه آمريکا در ايران به دنبال توافق هسته‌اي تقويت شده و هر کس اميدوار بود که توافق، گشايشي در اين زمينه باشد از ديدن مجموعه تحرکات ضد آمريکايي شوکه شده است. آيت‌اله خامنه‌اي رهبر عالي ايران گفت شعار مرگ بر آمريکا ابدي است. اخيراً چند روزنامه‌نگار آمريکايي‌تبار بازداشت شدند و شعبه KFC بسته شد.

کيهان
 
 
اخبار روز